الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
74
ضياء القلوب ( فارسى )
و اما قول او كه مىترسيد كه از اهل مدينه به ابو ذر مكروهى برسد به اعتبار سخنان غليظ كه به عثمان مىگفت ، پس سخنى نيست كه صورتى داشته باشد زيرا كه نبود در ميان اهل مكه كسى كه راضى به گفتهء او بود ، نهايتش آنكه بعضى اظهار آنچه در دل بود مىكرد و بعضى اخفا مىكرد و نبود در ميان اهل مدينه مگر كسى كه متأثر شده باشد از آنچه به ابو ذر رسيد و آن را عظيم شمرده باشد . و هر كس كه رجوع به كتب تاريخ كند مىداند صدق گفتهء ما را . و اما قول او كه خداى تعالى و رسول او صلّى اللّه عليه و آله ترغيب به نرمى و لين قبول كردهاند از براى مؤمن و كافر اين سخن راست است ، اما اين طريقهاى بود كه مىبايست كه عاريت آن كند عثمان در باب ابو ذر « 1 » و در مقابل سخن ابو ذر تكذيب نكند حال آنكه قطع كرده است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر صدق او و نشنواند او را كلام ناخوش ، و جز اين نيست كه نصيحت او كرده است و به او رسانيده است عيوب او را و اعتراض كرده است بر چيزى كه اگر ترك نمىكرد بهتر بود از براى او در دنيا و در آخرت . تمام شد حاصل كلام سيد رحمه اللّه .
--> ( 1 ) . زيرا كه طالب نجات كلام مدعى نصيحت كه مشتمل بر تخطئه باشد بايد كه مايل كرده اگر صدق او ظاهر شود اعتراف به خطاء خود كرده توبه از آن خطا كرده شكر مخطى را كه سبب توبهء او شده است بجا آورد ، و اگر عدم صدق ظاهر شود به حسب قانون ، بيان عدم صدق ناصح و عدم خطا خود را ظاهر كند ، و از اين بابت چيزى از عثمان صادر نشد ، و رعايت اين طريقهء مرضيه بر همه كس واجب و بر مدعى خلافت اوجب است و بعض مراتب شدت كه از ابو ذر رحمه اللّه ظاهر شده مىتواند بود كه به واسطهء زيادتى تتميم حجت بر طالب حق باشد كه اگر احتمال حقّيّت عثمان و عدم قباحت افعال او بوده ابو ذر رحمه اللّه مطلق تخطئهء او نمىكرد چه جاى شدت بىجا كه لايق هيچ مؤمن نيست . ( منه ) .